السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

128

تفسير الميزان ( فارسي )

دور انداخته روى به درگاه خداى يگانه آريد ، و يا اگر مىفرمايد : « وَإِلهُنا وَإِلهُكُمْ واحِدٌ » « 1 » معبود ما و معبود شما يكيست و بتپرستان را دعوت مىكند به اينكه تفرقه در عبادت و اينكه هر قبيله و طايفه اى خدايى مخصوص به خود تهيه كرده و در برابر خدايان ديگران خضوع نكند ، را كنار گذاشته همه متفقا يكى را بپرستند معنايش اين است كه اين آلهه زياد را كنار گذاشته و إله واحد را كه وحدتش نظير وحدت يك يك بتها است بپرستيد . قرآن در تعاليم عاليه خود وحدت عدديه را از پروردگار ( جل ذكره ) نفى مىكند ، و جهتش اين است كه لازمه وحدت عدديه محدوديت و مقدوريت است ، و واحدى كه وحدتش عددى است جز به اينكه محدود به حدود مكانى و زمانى و هزاران حدود ديگر باشد و جز به اينكه مقدور و محاط ما واقع شود تشخيص داده نمىشود ، و قرآن خداى تعالى را منزه از اين مىداند كه محاط و مقدور چيزى واقع شود ، و كسى بر او احاطه و تسلط بيابد ، مثالى كه بتواند قدرى مطلب را به ذهن خواننده نزديك كند اينست كه : اگر شما از آب حوض منزل خود كه آب واحدى است دويست ظرف را پر كرده و به اين وسيله آبى را كه تا كنون تماميش يك واحد بود به صورت دويست واحدش در آوريد ، در اين صورت خواهيد ديد كه آب هر يك از ظرفها به تنهايى واحد و جدا از آبهاى ديگر است . و اگر كسى از شما سؤال كند اين ظرف معين وحدتش را از كجا آورد ؟ و چطور شد كه از آبى كه همه آن يك واحد بود دويست واحد پيدا شد ؟ ! در جواب خواهيد گفت : جهت اين كثرت اين است كه هر يك از ظرفها را كه انگشت بگذاريد مىبينيد آب ساير ظرفها در آن نيست ، و همين نبودن آبهاى صد و نود و نه ظرف ديگر در اين ظرف حد اين ظرفست و همچنين يك انسان از اين جهت يكى است كه خصوصيات ساير انسانها را فاقد است ، همچنين نداشتن و نبودنها عبارتست از حدى كه اگر نبود ممكن نبود انسان را كه هم صادق بر اين فرد و هم بر ساير افراد است متصف به وحدت و كثرت نمود . پس از اين مثال به خوبى روشن شد كه تنها و تنها محدوديت يك وجود به هزاران هزار امر عدمى باعث شده است كه واحد عددى واحد شود ، و اگر به جهتى آن وحدت از ميان رفته و صفت و كيفيت اجتماع عارض شود از تركيب همان واحد كثرت عددى بوجود آيد . و چون خداى متعال بنا بر تعليم عالى قرآن منزه از مقهوريت است بلكه قاهرى است كه هيچگاه مقهور نمىشود از اين جهت نه وحدت عددى و نه كثرت عددى در حق او تصور ندارد و لذا در قرآن

--> ( 1 ) سوره عنكبوت آيه 46 .